امروز 1396/04/07 ساعت 09:43

شرایط نابسامان بازار کار در مازندران

بغضی درگلوداشت که ازبیانش عاجزم! می گفت: اول شب خانه نمی روم تا بچه هایم خواب باشند وشرمنده اشان نباشم! همسرم به این وضعیت عادت کرده؛ بی پولی شوهروپدری که سالهاست ادامه دارد وظاهراً قرار نیست تمام شود.

علی آقای داستان ما نماینده حدود 200 نفرازکارکنان قراردادمعین شاغل دربخش های خدماتی سازمان فنی وحرفه ای استان مازندران است که سابقه کاری اشان بالای 10 سال بوده وبعضاً به بیست سال می رسد وهنوزهم پایان سال که می شود تن اشان می لرزد که قراردادشان برای سال بعد تمدید خواهد شد یا نه!

اومی گوید: روزگارشش هزارنفرازهمکارانم درسراسرکشورهمین است؛ دربخش های خدماتی زحمت می کشند وبا مدارک مختلف سرجمع درماه بیش از 1.5 میلیون تومان حقوق نمی گیرند؛ چرامسئولان به گلایه های ما توجه نمی کنند؛ کدام یک ازعزیزان مسئول که دغدغه اقشارآسیب پذیر را دارند، می توانند با این حقوق های نجومی!! زندگی کنند؟!

این هموطن مازنی می گوید: بارها وبارها ازمسئولان خواسته ایم که قراردادما تبدیل وضعیت شود و آنان جواب داده اند که این کارنیازمند مصوبه مجلس می باشد؛ مصوبه ای که ظاهراً باید به آرزوبدل خواهد گشت و...

علی آقای ما می گوید: ظرفیت های استخدامی پرشده ونمی دانیم چه باید کرد؟ مسولان قبلی سازمان به نام ماها مجوزاستخدام گرفتند وآنانی را که دوست داشتند، تبدیل وضعیت نمودند و حالا آنان مثل خیلی ها حقوق های بالای 3- 4 میلیونی می گیرند ومن وهزاران نفرمثل من هر روز وهرساعت باید ازخجالت آب شوند وبروند زمین!!

او می گوید: به دکترلاریجانی رییس محترم مجلس هم نامه نوشتیم وایشان نامه را به کمیسیون اجتماعی ارجاع داده اند واین جماعت زحمتکش منتظرعنایت نمایندگان مردم وبه خصوص آقای محجوب هستند واگرجواب نگیریم آبان ماه درمقابل مجلس تجمع خواهیم کرد بلکه صدای اعتراض امان شنیده شود.

حکایت این جماعت زحمتکش که درمشاغل نسبتاً سخت مشغول به انجام وظیفه هستند وآنانی که توسط شرکت های پیمانی درموسسات تولیدی وخدماتی به کارگرفته می شوند ومصداق استثمارنیروی انسانی هستند، زجرآوراست!

شرایط نابسامان بازارکاردرمازندران به گونه ای شده که شرکت های پیمانکاری نقش واسطه را دربه کارگیری نیروبرای شرکت ها ایفاء نموده وحداقل ها رابرای شاغلان درنظرمی گیرند.

درمازندران هم اکنون دراغلب شرکت های بزرگ تولیدی، شمارزیادی ازجویندگان کاروهمچنین تحصیلکردگان دانشگاهی به واسطه شرکت های پیمانی جذب کارشده وبا دستمزدهایی درحدود 800 هزار تا یک میلیون تومان مشغول به کارمی باشند ومتاسفانه ازبیم بیکارشدن به هرشرایطی تن می دهند!

مصداق بارزاین ادعا دلنوشته یکی ازجوانان عزیزمازنی است که کارشناسی ارشد داشته ودرشرکتی تولیدی با دریافتی ماهانه حداکثر یک میلیون تومان شاغل است !

او نوشته: وقتی بازارکارخراب است ومسئولان فقط شعارمی دهند، باید کاری کرد! یک عمردرس خوانده ای تا آقای خودت باشی ودستت به جیب خودت برود ووقتی به خود میایی می بینی همه آنها توهم است! اگر بند"پ" داشتی که هیچ واگرنداشتی باید درخانه بمانی و یا خیابانها را گز کنی ومن اولی را نداشتم وحوصله دومی را همچنین ومجبورم زیرپرچم آدم هایی بروم که انسانیت را نمی شناسند و آنچه خوب می دانند، ثروت اندوزی است؛ به هرقیمتی! ومانده ام که مسئولان چه خواهند کرد وتکلیف جوانان پراستعداد مازنی چه خواهد شد؟

ما استثمارمی شویم توسط همنوعان خودمان!! می فهمید؟!

فرامرز درخشنده